سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
1 2 3 4 5 >> >


 

 

83 درصد از اشتغالزایی کشور مربوط به بخش خصوصی است که این نشان از مدیریت توانمند آنها دارد اما با وجود این موضوع تنها 15 درصد اقتصاد برای مدیریت به این بخش واگذار شده است.


 هدایت خلاقانه برنامه‌های کارگاه، تقسیم شایسته نیروی کار و توزیع بهینه سرمایه کارگاه به بخش‌های مختلف از جمله بارزترین ویژگی‌های مدیر توانمند در مدیریت یک کسب و کار است. مدیر، هادی و گرداننده اساسی هر سازمان و نهادی است که نحوه عملکرد بخش‌های مختلف را مشخص می‌سازد و در نهایت معیار سنجش رفتارها و فعالیت‌های شغلی است.
تجربه نشان می‌دهد هرچقدر یک مدیر خصوصا
یک مدیر اقتصادی در نحوه تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی‌های خود با دقت و آینده نگری رفتار کند، بازار کار بهتری در پیش رو دارد و کمتر با آسیب و خطر ورشکستگی مواجه خواهد شد، به‌طوری که مدیران توانمند در بدترین شرایط اقتصادی قادر بوده‌اند بازار محصولات خود را سر پا نگه دارند. تاثیر مدیریت در عملکرد و موفقیت سازمان را می‌توان با مقایسه‌ای از مدیریت بخش خصوصی و دولتی تشخیص داد.
به گفته برخی کارشناسان ناتوانی دولت در مدیریت بخش‌هایی از اقتصاد ایجاب می‌کند که دولت آنها را به بخش خصوصی واگذار کند. برای مثال می‌توان به تاثیر و نقش مهم بنگاه‌های کوچک و متوسط در اقتصاد اشاره کرد، مدیریت صحیح در این بنگاه‌ها منجر شده آنها نقش بالایی در اقتصاد کشور داشته باشند. از طرفی یکی از مواردی که می‌توان از آن به عنوان عدم کارایی واقعی دولت در اقتصاد با وجود اینکه دولت تمامی امکانات و ابزارها را در اختیار دارد، نام برد، بحث اشتغالزایی است. طبق آخرین آمارهای رسمی کشور که از سوی مرکز آمار ایران ارائه شده، سهم بخش دولتی از اشتغالزایی تنها 17.1 درصد است، در حالی که 82.9 درصد بازار کار ایران در بستر فعالیت‌های خصوصی شکل گرفته است. به این ترتیب سهم بزرگی از بازار در اختیار بخش خصوصی است. اما برعکس مدیریت بخش بزرگی از اقتصاد که بر اساس آمارها85 درصد ذکر شده در قبضه دولت است.
مریم سلطانی، عضو اتاق بازرگانی در رابطه با تفاوت سیستم مدیریتی بخش خصوصی با دولتی به «کسب و کار» می‌گوید: بخش خصوصی با جدیت، پشتکار و دلسوزی بیشتری نسبت به بخش دولتی فعالیت می‌کند. عملکرد این بخش در واقع فعال‌تر، سالم‌تر و پویا‌تر است.

وی توضیح می‌دهد: مثلا طی سال‌های گذشته بخش دولتی مدام با مسائلی چون رانت، فساد مالی و دغدغه‌هایی چون بروکراسی اداری، عریض و طویل بودن و... روبه‌رو بوده ازاینرو نتوانسته با جدیت عمل کند و مدام درگیر چالش‌های زیادی بوده است اما در مقابل بخش خصوصی درگیر این گرفتاری‌ها نشده است.
وی با اشاره به نقش و تاثیر مدیریت در رونق و پیشبرد اهداف کسب و کارها می‌گوید: مشخصا نقش مدیر توانا در اداره یک بنگاه تولید را نمی‌شود نادیده گرفت اما در کنار مدیریت صحیح سازمان نیاز به وجود نیرو و منابع انسانی ماهر، توانا و خلاق است که نسبت به وظایف سازمانی خود متعهد و پایبند باشند و در ارتباط با وظایف شغلی وفادارانه و صادقانه عمل کنند.
عبور مدیر آینده‌نگر از بحران تقاضا در بازار
مدیر یک کارگاه تولیدی در همین رابطه می‌گوید: در شرایط فعلی اقتصاد کشور که خیلی از بنگاه‌ها بازار خود را از دست دادند و در نتیجه کمبود تقاضا بسیاری از کالاها به آنها بازگشت داده شد، خوشبختانه با پیش‌بینی‌های درستی که در سال‌های گذشته از بازار کنونی داشتم، کارگاه را از این ضرر دور نگه داشتم.
 اطلاع از بازار جهانی کالا، رنگ و نوع ترکیباتی که باید در کالا به کار گرفته شود، شناخت از سلیقه‌های مشتری و... از جمله پیش بینی‌هایی است که بر اساس آن هر سال برای سال آینده برنامه تولید خود را به پیش می‌بریم.
وی توضیح می‌دهد: داشتن مدیری هوشمند و توانا در برنامه‌ریزی لازمه رونق هر کسب و کار است. سابقه مدیریت من در این چند سال این تجربه را به من داد که هنگامی که کالا کیفیت داشته باشد و برای تولید آن هم از زمان و هم از سرمایه هزینه کرد، مشخصا هرگز با کسادی بازار مواجه نخواهد شد.
این تولید‌کننده می‌گوید: به همین دلیل هیچ‌گاه محصولاتی که تولید کردیم به ما بازگشت داده نشده بلکه همیشه با وجود تقاضای فراوانی که محصولات ما دارد، کالا برای عرضه کم می‌آوردیم.

تسلط بر روابط سازمانی
البته مشخصات مدیریت در شرکت‌های بزرگ و کوچک متفاوت است. در شرکت‌های کوچک مدیر تسلط بیشتری برای نظارت و دقت در نحوه عمل افراد دارد اما تعدد وظایف و نقش‌ها در سازمان‌های بزرگ‌تر ایجاب می‌کند که چندین مدیر زیرمجموعه یک مدیر به فعالیت بپردازند و هر بخش در اختیار یک مدیر قرار بگیرد.


یک مدیرتوانمند ویژگی‌هایی دارد که از این قرار است: قدرت تصمیم‌گیری و آینده‌نگری، داشتن صبر و پشتکار، تسلط بر اطلاعات روز، داشتن دانش فنی لازم برای اداره یک کسب و کار، ایجاد رابطه صحیح میان اعضای سازمان و کنترل بحران. از طرفی در مدیریت یک سازمان باید به عواملی دیگر نیز توجه داشت مانند ایجاد رابطه صحیح با کارکنان، داشتن رفتار متعادل با کارکنان نه نرمی بیش از اندازه و نه خشونت، ارائه اطلاعات هر بخش به کسانی که عهده‌دار اجرای وظایف آن بخش هستند و کمک به آنها برای شناخت مسئولیت‌ها و وظایف‌شان، پایبندی به اصول اخلاقی، استفاده از الگوی رفتاری مدیران موفق و بهره‌گیری از تجربه آنها، اعطای پاداش به کارکنان شایسته، توزیع بهینه دستمزدها و حقوق به تناسب شایستگی و توانمندی افراد.


 


  


تام کارلی، نویسنده آمریکایی برای مدت 5 سال عادات روزانه 233 پولدار و 128 فرد با وضع خراب مالی را دنبال کرد و کتاب پرفروش Rich Habits را نوشت.

به گزارش گروه رسانه‌های دیگر خبرگزاری آنا به نقل از باشگاه خبرنگاران، او در این کتاب 200 رفتار مشترک میان پولدارها را شناسایی کرده و توضیح می‌دهد که عادات روزانه پولدارها و غیرپولدارها به شدت متفاوت است و با توجه به عادات روزانه یک شخص می‌توان وضعیت مالی‌اش را پیش‌بینی کرد.

او در مورد این طبقه پولدار که درباره‌شان تحقیق کرده نوشته: «جالب اینجاست 85 تا 88 درصد میلیونرهای آمریکایی پولدارهایی خودساخته و نسل اولی هستند.»


امروز با 20 عادتی آشنا شوید که پولدارها دارند و افراد بی‌پول ندارند:


1. 70 درصد پولدارها روزانه کمتر از 300 کالری هله‌هوله (junk food) مصرف می‌کنند. 97 درصد بی‌پول‌ها روزانه بیشتر از 300 کالری هله‌هوله می‌خورند.


2. 80 پولدارها روی «یک» هدف مشخص تمرکز کرده‌اند. فقط 12 درصد بی‌پول‌ها چنین کاری می‌کنند.


3. 76 درصد پولدارها چهار روز در هفته ورزش می‌کنند. 23 درصد بی‌پول‌ها اهل ورزش مرتب هستند.


4. 63 درصد پولدارها موقع رفتن سر کار به کتاب‌های صوتی گوش می‌دهند. فقط 5 درصد بی‌پول‌ها چنین عادتی دارند.


5. 81 درصد پول‌دارها کارهایی را که باید انجام بدهند لیست می‌کنند (to-do list دارند). 19 درصد بی‌پول‌ها to-do list دارند.


6. 63 درصد والدین پولدار بچه‌هایشان را مجبور می‌کنند که ماهی دو جلد یا بیشتر کتاب غیرداستانی بخوانند. 3 درصد بی‌پول‌ها چنین عادتی دارند.


7. 23 درصد پولدارها اهل قمار هستند. 52 درصد بی‌پول‌ها قمار می‌کنند.


8. 80 درصد پولدارها به دیگران زنگ می‌زنند تا تولدشان را تبریک بگویند. 11 درصد بی‌پول‌ها چنین کاری می‌کنند.


9. 67 درصد پولدارها اهداف‌شان را روزی کاغذ می‌آورند. 17 درصد بی‌پول‌ها از این کارها می‌کنند.


10. 88 درصد پولدارها روزی نیم ساعت یا بیشتر را به مطالعه با هدف کاری یا آموزشی می‌‌گذرانند. فقط 2 درصد بی‌پول‌ها چنین عادتی دارند.


11. 6 درصد پول‌دارها ممکن است بگویند چه در سرشان می‌گذرد. 69 درصد بی‌پول‌ها خیلی سریع به شما می‌گویند چه در سر دارند.


12. 79 درصد پول‌دارها هر ماه 5 ساعت یا بیشتر را در شبکه‌های اجتماعی فعالیت دارند. 16 درصد فقرا چنین کاری می‌کنند.


13. 67 درصد پولدارها کمتر از روزی یک‌ساعت تلویزیون نگاه می‌کنند. 23 درصد بی‌پول‌ها چنین عادتی دارند.


14.فقط 6 درصد پولدارها reality TV تماشا می‌کنند. 78 درصد بی‌پول‌ها دنبال چنین برنامه‌هایی هستند.


15. 44 درصد پولدارها 3 ساعت قبل از ساعت کاری شرکت‌شان بیدار می‌شوند. 3 درصد فقرا چنین عادتی دارند.


16. 76 درصد پولدارها عادات روزانه‌شان را - که عامل موفقیت خود می‌دانند - به فرزندان خود آموزش می‌دهند. 1 درصد فقرا چنین کاری می‌کنند.


17. 84 درصد پولدارها معتقدند عادات روزانه‌شان باعث زیاد شدن فرصت‌ها و شانس می‌شود. 4 درصد بی‌پول‌ها چنین اعتقادی دارند.


18. 76 درصد پولدارها می‌گویند عادات بد روزانه باعث بدشدن وضعیت مالی‌شان می‌شود. فقط 9 درصد بی‌پول‌ها به این مسئله اعتقاد دارند.


19. 86 درصد پولدارها معقتدند باید تا آخر عمر برای خودبهسازی (self-improvement) آموزش ببینند. 5 درصد بی‌پول‌ها چنین اعتقادی دارند.


20. 86 درصد پولدارها عاشق مطالعه‌اند. 26 درصد بی‌پول‌ها عاشق مطالعه‌اند.



  


بعضی از عادات خود را تغییر دهید

 بخاطر داشته باشید که تلفن وسیله مهمی است که می توانید هر روز به نفع خود از آن استفاده کنید. بشرط آنکه آن را بطور موفقیت آمیز و مداوم بکار ببرید.

 صبح که از خواب بیدار می شوید، در طول مسیر محل کار نکات کلیدی فروش و اصول وقوانین را با خود مرور کنید. ( خود را برای فروش موفق گرم کنید.)

 روز خود را با شکم خالی شروع نکنید.

در اداره به خوردن نپردازید، اداره جای کار است نه مکان خوردن. شاید بپرسید " اگر بخواهم در وقت ناهار کار کنم چطور؟" جواب من این است: "این کار نکنید."

 میز کار خود را مرتب کنید.

 همنیکه شروع به تلفن زدن (ارتباط برقرارکردن) می­کنید، تصورکنید: آدم موفقی هستید. هیچ چیز یاری بخش تر از اینکه در پای تلفن ( میز مذاکره) خود را موفق ببینید، نیست.

 خوب گوش بدهید.

 حرف زدن خود را کوتاه کنید. خود را جای مشتری بگذارید. سئوالات شما باید بمنظور روشن شدن مطلب باشد نه فقط معامله کردن. حرف طرف مقابل را قطع نکنید. ذهن خود را روی آنچه گفته می شود متمرکز سازید، یادداشت بردارید. به ایده ها گوش بدهید نه به کلمات. فوراً نتیجه گیری نکنید. به لحن صدا و اشارات گوش دهید. لبخند بزنید.



 


  


کاری انجام می‌دهید که برای‌تان ارزشمند و پرمزیت است.

اولین علامت نمایانگر این‌که شما حقیقتا از حرفه‌تان لذت می‌برید این است که این کار برای‌تان، ذاتا ارزشمند است. به‌عبارتی دیگر، پول، تنها انگیزه شما نیست. به‌تمام معنی از دیدن نتایج لذت می‌برید و معمولا وقت‌کشی نمی‌نمایید یا صرفا منتظر پرداخت حقوق نیستید. این، مشخصه کار خوب و مناسب است که برای‌تان ارزشمند باشد.

صبح‌ها با انگیزه از خواب بیدار می‌شوید.

وقتی صبح آلارم ساعت‌تان به‌صدا در می‌آید و شما دکمه چرت کوتاه را برای آخرین بار می‌زنید، چه افکاری به ذهن‌تان می‌آید؟ اگر برای رفتن و شروع کار، انگیزه دارید بدانید که شغل درستی را انتخاب کرده‌اید.

از عصرهای جمعه هراس ندارید.

هرکسی می‌داند که احساسات عصرهای جمعه وقتی وحشتناک است که می‌دانید تعطیلات رو به اتمام است و شش روز کاری پیش‌رو دارید. اگر این نگرانی و هراس را عصرآخرین روز تعطیلات ندارید، پس به احتمال زیاد از شغل‌تان لذت می‌برید. برای‌تان روز کاری فرقی با روز تعطیل ندارد چون کاری را انجام می‌دهید که دوست دارید.

صرفا در حالت حفظ بقا نیستید.

خیلی از افراد به کار مانند یک مبارزه نگاه می‌کنند. آنها فقط سعی می‌کنند ادامه بقا بدهند. یکی از راه‌هایی که می‌توانید بفهمید کار درستی را انتخاب کرده‌اید این است که در این حالت نباشید. درعوض درحالت تاخت و تاز هستید. هر روز در کارتان جوری نمایان می‌شوید که انگار کاملا آماده‌اید. این یکی از علامت‌های یک کارمند راضی و علاقه‌مند است.

نمی‌توانید دست از صحبت درباره کارتان برای دیگران بردارید.

آیا تابه‌حال شده که برای دوستان، خانواده و افراد کاملا غریبه درباره کارتان حرف بزنید؟ بیشتر اوقات شاید توجه چندانی به حرف‌های شما ندارند اما شما ادامه می‌دهید، تندوتند درمورد بزرگی و خوبی شرکت‌تان و این‌که چرا عاشق کارتان هستید صحبت می‌کنید. اگر چنین هستید، قطعا تصمیم درستی درمورد کارتان گرفته‌اید.

خیلی کم به ساعت‌تان نگاه می‌کنید.

وقتی صحبت از چک کردن مدام ساعت به میان می‌آید، کارمندان به دو نوع تقسیم می‌شوند. گروه اول مدام به ساعت نگاه می‌کنند و فکر می‌کنند” آیا عقربه دقیقه شمار دراین ساعات باقیمانده، اصلا حرکت می‌کند؟” گروه دوم پیوسته به ساعت نگاه می‌کنند و فکر می‌کنند” چطور یک‌دفعه ساعت چهار شد؟!” اگر شما به ندرت به ساعت نگاه می‌کنید و از این متعجبید که زمان چقدر زود می‌گذرد می‌توانید مطمئن باشید که عاشق کارتان هستید.

واقعا از صرف وقت با همکاران‌تان لذت می‌برید.

وقتی واقعا آنهایی را که با شما کار می‌کنند دوست دارید، کارتان خیلی لذت‌بخش‌تر خواهد بود. اگر سریعا بعد از تعطیل شدن کار، به همکاران‌تان پیام ارسال می‌کنید یا درتعطیلات هم زمانی را با آنها سپری می‌نمایید پس یعنی از بودن با این گروه افراد، شاد و راضی هستید. همچنین معنایش این است که از هر روز رفتن به محل کارتان لذت می‌برید.

نمی‌توانید درک کنید که چگونه بعضی‌ها از کارشان متنفرند.

بر اساس بررسی Deloitte Shift Index Survey، هشتاد درصد از مردم، از کارشان نفرت دارند. یعنی چهار پنجم افراد، از حرفه‌ای که هر روز به آن مشغولند متنفرند و این آمار حتی افراد بی‌تفاوت نسبت به کارشان را هم دربر نمی‌گیرد. اگر شما نمی‌توانید درک کنید که افرادی هم وجود دارند که از کارشان منزجرند، پس بدانید که شغل درستی را انتخاب کرده‌اید.

اگر هر کدام از این نشانه‌های گفته شده را درخودتان پیدا کردید، بدانید که انتخاب شغلی درست و مناسبی داشته‌اید و می‌توانید خودتان را جزو خوش‌شانس‌ها بدانید و هرگز کارتان را دست‌کم نگیرید. هشتاد درصد از نیروی کار، آرزوی این را دارند که جای شما باشند!

اگر شما جزو آن 80 درصد هستید ،آیا تابحال به تغییر شغل فکر کرده‌اید؟

  


آموختن از افرادی که راه موفقیت را طی کرده‌اند، می‌تواند آموزشی ارزشمند باشد. در این یادداشت به شش مهارت اشاره شده که میلیونرهای خودساخته از آن بهره برده‌اند. ما نیز می‌توانیم با به کار بستن این مهارت‌ها قدم در مسیر موفقیت بگذاریم.


1. برای میلیاردر شدن، اولین کار تصمیم گیری است.

در دنیای تجارت قانونی به نام قانون فقر وجود دارد که اولین بار به قلم برایان تریسی نوشته شد :


قانون فقر : افراد فقیر، تنها به این دلیل ثروتمند نیستند زیرا تصمیم نگرفته اند ثروتمند شوند.


بله، واقعا هم اینچنین است. برای ثروتمند شدن و تبدیل به یک میلیاردر شدن باید فقط یکبار برای همیشه با خودتان اتمام حجت کنید، تصمیم نهایی را بگیرید.

اریک توماس، سخنران انگیزشی، زمانی که بی خانمان بود کنار یک رستوران لوکس خوابیده بود که مهمترین تصمیم زندگی اش را گرفت “اون موقع چنان قدرتمند با خودم عهد بستم که یک روز من هم میلیاردر خواهم شد و در این رستوران غذا خواهم خورد مانند دیگر افراد میلیاردر…” که تنها 2 سال بعد توانست اولین میلیون دلار خودش را از طریق فروش کتابش بدست آورد و پیروزی اش را در همان رستوران جشن بگیرد.


شما باید یکبار، فقط یکبار تصمیم خودتان را بگیرید، آیا میخواهید میلیاردر شوید یا نه؟ و بعد آنرا بر روی کاغذ بنویسید : “من یک میلیاردرم و ارزش من بیش از 100000000 میلیارد تومان است” و هر روز صبح با خود مرور کنید تا عمیقا وارد ضمیرناخودآگاهتان شود.


2. توانایی در تشخیص فرصت‌های سودآور


کارلوس اسلیم هلو (Carlos Slim Helu) یک فعال کاروکسب مکزیکی است که کمک‌های بشردوستانه زیادی را نیز انجام می‌دهد. او در این باره می‌گوید: زمانی که بحرانی حادث می‌شود، بعضی‌ها بهتر می‌بییند که میدان را ترک کنند و اینجاست که ما وارد میدان می‌شویم.


باید یاد بگیریم که درها را برای استقبال از فرصت‌های سودآور باز نگه داریم و زمانی که این فرصت‌ها وارد شدند ریسک و منفعت آنها را بسنجیم. اگر کس دیگری از این فرصت بهره نمی‌برد ما باید به جلو گام برداریم و اگر همه به دنبال استفاده از این فرصت هستند باید ثابت کنیم که از دیگران بهتر هستیم.


3. تمرکز روی عمل و نه کلمات


دو صد گفته چون نیم کردار نیست. آندرو کارنگی با این عبارت موافق است و می‌گوید: هر چقدر سنم بالاتر می‌رود توجه کمتری به آنچه افراد می‌گویند، می‌کنم. فقط آنچه را انجام می‌دهند، می‌بینم.


باید این نکته را درک کنیم که یک برنامه کاروکسبی جذاب یا ارائه سرمایه‌گذاری چشم‌نواز اگر به مرحله اجرا نرسند هیچ ارزشی ندارند. مشتریان می‌خواهند اجرای بی‌نقص ارزش‌های محوری و رسالت شرکت شما را ببینند. هنگام جذب کارمندان نیز این فرمول را در ذهن داشته باشید. یک رزومه بی‌نقص الزاماً به معنای یک نیروی عالی نیست زیرا در مواردی دیده می‌شود که نیرو توانایی اجرای ایده‌ها و مقاصدش را ندارد.


4. حفظ چشم‌انداز روشنی برای موفقیت


تاجر موفق و ثروتمند هنگ کنگی، لی کیا شینگ که ثروتمندترین فرد در قاره آسیا است می‌گوید: چشم‌انداز مهم‌ترین نقطه قوت ما است. چشم‌انداز است که قرن‌ها ما را زنده و امیدوار به ادامه دادن نگه داشته است. چشم‌انداز به ما انگیزه می‌دهد که به آینده نگاه کنیم و به ناشناخته‌ها شکل دهیم.


هدف شما برای آینده چیست؟ آیا می‌خواهید محصول‌تان در قفسه بهترین فروشگاه‌های کشور باشد؟ آیا می‌خواهید برای جامعه خود فردی موفق باشید؟ در هر حال باید چشم‌انداز روشنی از هدف خود داشته باشیم و بدانیم که زمانی که به هدف‌مان رسیدیم قرار است چه کار کنیم.


5. عدم توقف یادگیری


کارآفرینانی که به نیاز یادگیری مستمر قائل نیستند، فرصت رشد را از خود و کاروکسب‌شان می‌گیرند. حتی اگر در مقطعی به درصدی از موفقیت دست پیدا کنیم باید بدانیم که افراد پیرامون‌مان (حتی آنهایی که به اندازه ما موفق نیستند) چیزهایی را می‌دانند که ما از آنها بی‌خبر هستیم.


به تجربه‌های دیگران گوش دهیم. از دستاوردها و شکست‌های آنها یاد بگیریم. الون ماسک، موسس پی‌پال، اسپیس اکس و تسلا موتورز می‌گوید: این بهترین پیشنهاد است. باید مدام به این فکر کنیم که چطور می‌توانیم کارها را بهتر انجام دهیم و روش‌های قبلی خود را به چالش بکشیم.


6. ناقص نگذاشتن کارها (پیگیری تا حصول نتیجه)


شاید ساده به نظر برسد اما خیلی از ما بدون آنکه خودمان بدانیم کارها را به تأخیر می‌اندازیم. مایکل بلومبرگ، کارآفرین، سرمایه‌گذار و شهردار سابق نیویورک می‌گوید: انجام کارها به طور تمام و کمال پایه موفقیت‌هایی است که شرکت من به آنها دست یافته است.


  


آیا تا به حال پیش آمده که از یک کارآفرین در مورد کسب و کار او بپرسید؟ ممکن است که او در پاسخ به شما زمانی که در مورد چگونگی ایجاد کسب و کارش می پرسید بگوید که این موضوع از ابتدا در DNA من بوده یا اینکه من برای این کار ساخته شده بودم و یا حتی اینکه هیچکس نمی تواند سرپرست من باشد و بخواهد مخارج مرا به عهده بگیرد.


??اما مطمئناً انگیزه های واقعی کارآفرینان بسیار متفاوت تر از این حرف هاست. از نظر “نوام واسرمن (Noam Wasserman)”، استاد دانشکده ی بازرگانی هاروارد، بنیانگذارانی که می دانند چه چیزی برای آنها اهمیت بیشتری دارد به احتمال بالاتری به گونه ای سرمایه گذاری می کنند که نیازهای روحی آنها را همپای نیازهای مالی شان برآورده سازد. “واسرمن” می گوید، یکی از ویژگی های کلیدی کارآفرینان این است که آن ها پتانسیل به مراتب بیشتری برای این دارند که هنگام تصمیم گیری از قلب و ذهن خود بطور همزمان بهره ببرند. وقتی که شما برای رسیدن به هدف خود تمام عزم خود را به کار میگیرید، باید این سوال را از خود بپرسید که چرا اینکار را انجام می دهید و دلیل اصلی تان چیست؟ اگر که فقط به ذهن خود گوش کنید، ممکن است که از هدف نهایی تان فاصله ی زیادی بگیرید.


??کتاب “واسرمن” با نام ” معماهای غیرقابل حل یک بنیانگذار: پیش بینی و اجتناب از تله هایی که ممکن است یک استارتاپ را از بین ببرد (Founder’s Dilemmas)”، همین ماه منتشر خواهد شد. این کتاب به کارآفرینان مشتاق کمک می کند تا به واسطه ی تصمیم های بسیار مهم درمورد زمان و نحوه ی راه اندازی کسب و کار خود به خوبی فکر کنند. همچنین افرادی که قبلاً کسب و کار خود را راه انداخته اند را تشویق می کند تا از خود بپرسند که از این تجربه دقیقاً چه چیزی می خواهند.


??واسرمن و تیموتی باتلر (Timothy Butler)، عضو ارشد و مدیر برنامه های توسعه ی شغلی در دانشکده ی بازرگانی هاروارد، حدود 2000 نفر از بنیانگذاران را در مورد انگیزه های آن ها مورد بررسی قرار دادند. نتایج بدست آمده از مردان و زنانی با سنین 30،20، 40 و بالاتر به دست آمد و با نتایج نظرسنجی هزاران نفر از افراد غیرکارآفرین که همین فرم نظرسنجی را پاسخ داده بودند مقایسه شد.


??بعد از بررسی یافته ها، نتایج جالبی حاصل شد: انگار کارآفرینان از سیاره مریخ آمده اند و غیرکارآفرینان از سیاره ونوس (منظور، تفاوت بسیار زیاد سطح فکری در میان آن هاست). وقتی از پاسخ دهندگان خواسته شده بود که 13 انگیزه ی خود را اولویت بندی کنند، کارآفرینان اولویت اصلی خود را عواملی همچون استقلال و قدرت تعریف کرده بودند. در مقابل، غیرکارآفرینان، امنیت و محیط کاری صمیمی را انتخاب کرده بودند. این مطالعه همچنین نشان می دهد که انگیزه ها با عواملی همچون سن تغییر می کند و انگیزه های زنان در مقابل مردان با تغییر بیشتری مواجه می شود.


??از لحاظ تئوری، کارآفرینانی که تغییرات نیازهای خود را پیش بینی می کنند، می توانند سازمان هایی به وجود بیاورند که همراه با آن ها تغییر کنند. البته، انسان ها با خواسته های متعددی روبرو می شوند و به همین ترتیب بنیانگذاران باید گاهی انگیزه های ناسازگار را در چنین تصمیم گیری های مهمی بسنجند و به دنبال برآورده ساختن خواسته های افراد باشند.


??این طرح بررسی انگیزه قسمتی از یک ابزار خودارزیابی بزرگتر است که راهنمای اشتغال (Career Leader) نامیده می شود و بعد از توسعه، توسط صدها دانشگاه و دانشکده ی کسب و کار در سراسر جهان مورد استفاده قرار گرفت.

??اصفهان پلاس


  


تعریفهای زیادی برای تبلیغات بیان شده است ولی بطورکلی میتوان گفت که تبلیغات عبارتست از”تلاش برای تاثیرگذاشتن بر دیگران”، یعنی تبلیغات “برقراری ارتباط از طریق وسایل تبلیغاتی به منظور اقناع دیگران وتغییر آراء آنان در قبال مسائل معین”است.بطورکلی، تبلیغات “نشر افکار یا مواضعی است که بر رفتار یا افکار و یا هر دو تاثیر دارد”.

 

 تبلیغات بین المللی

تبلیغ درعرص? بین الملل صرف نظر از ملیت افرادی که کارهای تبلیغاتی میکنند،مرزهای جهانی رادرمی نوردد،یعنی موسسات یا افرادی از یک دولت معین به انتقال تبلیغات برای ساکنین یک کشوردیگراقدام می کنند[1].

 تبلیغات تجاری بین المللی

این نوع تبلیغات برچندین پایه استواراست:

  1. این تبلیغات سعی داردفضای مناسبی رابرای ترویج آنچه که سعی دارندآنرااشاعه نمایند،بوجودآورد.
  2. برای بازارهای خارجی اهمیت خاصی قائل است.
  3. باتوجه به اختلافاتی که درخصوصیات گیرندگان پیام تبلیغاتی وشرایط مربوطه وجوددارد،کاملامشهوداست که طرقتبلیغات درداخل باشیوه های خارجی تبلیغات متفاوت است.
  4. استخدام و بکارگیری صور و اشکال تبیینی دراعلانات بین المللی،مستلزم آگاهی داشتن نسبت به ظروف وشرایط محلی است.بطورمثال اگرموج تبلیغاتی بین المللی متوجه هندباشد،ضرورتی نداردکه گاوبعنوان یک موج تبلیغاتیبکارگرفته شود،چراکه گاودرنزدهندوهامقدس میباشد.درخاوردور،چینیان،رنگ سفیدراعلامت سوگواری ورنگ قرمزرارمزسعادت میدانند،ولی درخاورمیانه وخاوردوروآفریقا،رنگ آبی ازرنگهای مربوط به سعادت شمرده میشود[2].ترجم? تبلیغات اززبانی به زبان دیگرقابل توجه است،لذا مراعات اختلافاتی که درلهج? انگلیسی وآمریکایی زبان انگلیسی وزبان عامیان?انگلستان وجوددارد،مهم است.در ترجم?متنی اززبانی به زبان دیگروخصوصادرترجم? فنی مشکلاتی وجودداردچراکه لازم است ترجم? معنی به شکل اساسی صورت بگیردولواینکه به اقتضای امر،مضمون بعضی ازکلمات تغییرکند.

تبلیغات جهانی درزمینه های صنعتی،تجارتی،حرفه ای وجلب مصرف کنندگان نموددارد.علاوه براستخدام نمایشگاههاوبازارهای تجارت بین المللی،تبلیغات ازطریق سینمانیزدرسطح جهانی انجام میشود.درسالهای اخیراهتمام به تبلیغات ازراه رادیودرسطح بین المللی بااستخدام ایستگاههای رادیو و تلویزیون در دول مختلف افزایش یافته است و اهتمام به این نوع از تبلیغات بین المللی برای ترویج کالاهای مصرفی روبه افزایش است.باتوجه به تطورودگرگونی عظیمی که دروسایل ارتباطی وانتشارفرهنگهای مختلف روی داده،بخشی ازارزشهای مشترک درسطح جهانی بصورتی بزرگترازقبل درآمده است.

این خودکمک مینماید تا تبلیغات در محدوده جهانی از راه استخدام افکارن زدیک به هم که ترجم? آنها اززبانی به زبان دیگرآسانتراست،ممکن گردد[3].لذااهمیت داردکه برنامه هایی برای تبلیغات بین المللی طرح ریزی ووسایل لازم تعیین گرددومسایل محلی وانتخاب خبرگزاریهایی که تبلیغات راانجام میدهند[4]موردتوجه باشد،چراکه هرچه این مسایل باعنایت وتوجه بیشترمطالعه شود،بازدهی تبلیغات بین المللی زیادترخواهدشد.باروی آوردن جهان به سمت آنچه که دهکد? جهانی نامیده میشود(بانظربه تطورودگرگونی دهشتناکی که دروسایل ارتباطی رخ داده است)تبلیغات جهانی اضافه برروابط عمومی ورادیوهای بین المللی و مطبوعات و مجلات جهانی،ثقل آنرادرارتباط بین المللی افزایش خواهدداد[5].

 هزینه های تبلیغاتی

درسال1900بودج? تبلیغات بازرگانی درآمریکا رقمی درحدود541 میلیون دلار برآورد گردید ، این رقم در سال  1920بالغ بر 3262 میلیون دلار گردید.در سال 1935این رقم به1690میلیون دلار رسید.در سالهای 1940و1941این رقم کاهش یافته وارقام آن به 2088 و 2875میلیون دلار رسید.از سال 1950تا سال1960مجددا ارقام افزایش تدریجی خود را آغاز نمود بطوریکه در سال1950هزین? تبلیغات در آمریکا رقم  691/5،در سال 1955رقم 194/9، و در سال  1960به 6/11 میلیارد دلار یعنی معادل 930میلیارد ریال رسید که افزایشی در حدود2/4درصد را نشان میدهد.

در همین سال 1960رقم کل تبلیغات درجهان غیرازآمریکاکلا75/5میلیارددلار،یعنی نصف کل هزین? تبلیغات آمریکابوده است[6].هنجاراین افزایش درده سال بین1960تا1970بازهم بیشترشده است.طبق آمارمنتشرشده ازطرف سازمان جهانی تبلیغات درکتاب مخارج تبلیغاتی جهان سال1968رقم کلی تبلیغات درجهان معادل866/30میلیارد دلاربرای64کشورکه تهی? آمارهای آن مقدوربوده،برآوردشده است،دراین آمارآمریکاوکانادابا61درصدمقام اول،اروپابا28درصدمقام دوم،آسیای شرقی با6درصدمقام سوم وبالاخره آمریکای لاتین با3درصدمقام چهارم رابدست آورده اند،استرالیاونوزیلندیک درصد،آفریقاوخاورمیانه یک درصدبقی? هزینه رانصیب خودنموده اند[7].البته این رقم مربوط به کشورهای غیرسوسیالیستی است،درحالیکه کشورهای بلوک شرق نیزدراین سالهامبالغ هنگفتی راصرف تبلیغات بازرگانی نموده اندوبنابراین هزینه های تبلیغاتی جهان رابااحتساب چندکشوردیگری که آنهاهم دراین لیست نبوده اند،میتوان درحدود32میلیارددلاریعنی بالغ بر2400بیلیون ریال برآوردنمود[8].

 القاء درتبلیغات جهانی

یک بعدبسیارمشخص ازتبلیغات جهانی القاء است.تبلیغات جهانی غیراز”ابلاغ”ویاحتی”تنفیذ”پیامهای ویژه اش،به عرصه های جدیدتری پاگذاشته است،وبه ایجاد تغییرات مناسب باسیاستهایش در افکارعمومی بادورزدن عنصردخالت منطق وخردووجدان مخاطبانش دست زده وتصوروذهنیت مردم نسبت به واقعیات اجتماعی رابراساس هدفهای ویژ? سیاسی ویااقتصادی ویافرهنگی به طوراصولی دستخوش دگرگونی کرده است.ایجادتغییرات عمقی- حتی برخلاف واقعیات محسوس اجتماعی وتاریخی درافکارعمومی- به چه وسیله ای صورت میگیرد؟به عبارت دیگر،چه بعدی ازتبلیغات جهانی عهده داراین مسئولیت شگفت انگیزاست؟بی هیچ تردیدعنصر”القاء”است که چنین نقشی را در تبلیغات امروز ایفا میکند.

 تعریف تبلیغ درغرب

تبلیغ درغرب عبارت است ازایجادتغییرات مطلوب در افکارعمومی به منظوررسیدن به اهداف مشخص.این تغییرات به هروسیله ای که صورت پذیرد،یک اقدام تبلیغی-ازدیدگاه غرب- به شمارمیاید.واضح استکه منظورازغرب،غرب سیاسی ویاجغرافیایی نیست،بلکه منظورغرب ازنظرفرهنگی ونظام ارزشی است که شامل هردوقطب شرق وغرب ازنظرسیاسی میشود.درجهان امروزکه تحت تاثیرمعیارهای تبلیغی غرب عمل میشود،تلاش برای ایجاد تغییرات مطلوب درافکارعمومی ولوباتحریک حساسیتهای جنسی وتحریف وقایع اجتماعی وحقایق تاریخی وانحراف افکارعمومی ازمسایل حیاتی جامع? بشری اگرمنجربه تحقق اهداف مشخص گردد،یک اقدام موفق تبلیغی به شمارمیاید.

بسته به نوع هدف،ماهیت تبلیغات غربی تعیین میشود.این اهداف نوعافرهنگی،اقتصادی،سیاسی واجتماعی هستندومتناس بااین اهداف آموزه های تبلیغی شکل میگیرند.درجزو?”مقدمه ای برارتباطات اجتماعی”نوشت? ادوین امری استاد روزنامه نگاری در دانشگاه مینه سوتا و فیلیپ اولت معاون سردبیرر وزنام? بن تیبون جنوبی درایالت ایندیاناووارن آگی رئیس دانشکد? روزنامه نگاری دانشگاه جورجیا میخوانیم:”مسئولین رسانه ها چه آگهی دهنده باشند، چه سردبیر یک نشریه ، و یا مسئولین رادیو تلویزیون ، دیگر نمیتوانند فقط با استفاده از قو? ادراک و احساس توجه عموم را به خودجلب و آن راحفظ کنند.به گفت? هری هنری درکتاب تحقیق در مورد انگیزش”نمونه هایی هستند تجاری که براساس حدس وگمان خویش عمل کرده وبسیارهم موفق شده اند تاحدی که نامشان درتاریخ هم ثبت شده است.

اماتاریخ درمورد99تاجردیگری که به همان اندازه متکی به نفس بوده ولی آنقدرخوش شانس نبوده وورشکست شده اندچیزی نمیگوید”.[9]این نمونه هایی که آقای هری هنری به آنهااشاره میکندومولفین این جزوه سردبیران مطبوعات ومدیران رادیوتلویزیونهاراراهنمایی میکنندکه به تذکرآقای هری هنری توجه نمایند،چه کسانی هستندوچه هدفهایی داشته اندوچگونه دراهداف خودموفق ویاناموفق شده اند؟این افرادتاجرانی هستندکهبرای فروش بیشترمحصولاتشان شیوه های خاص تبلیغاتی رابه کارگرفته اندوازآنجاکه این شیوه هامتناسب باواقعیات اجتماعی بوده ویانبوده،موفق شده اندویاناکام مانده اند.درمتن این اظهارات تعریف غرب ازتبلیغات نهفته است.

بنابراین تعریف،هدف تبلیغ رساندن پیام به پیام گیرنده نیست،بلکه تغییردرافکارعمومی به منظوررسیدن به اهدافی که مستقیماویابه طورغیرمستقیم نتایج ملموس مادی وسوء اقتصادی راشامل میشود،تعریف اصلی تبلیغ شناخته میشود.به عبارت دیگر،درتبلیغات غرب تغییرات درافکارعمومی وسیله ای برای کسب منافع اقتصادی ویاسیاسی است درحالیکه درتبلیغات اسلامی رشدوتعالی جامعه هدف اساسی است،هرچند برای رشدجامعه ایجادتغییرات درافکارعمومی الزام آورباشد.

 تبلیغات تجاری

در تبلیغات تجاری هم ازروش شرطی (وقتی یک محرک خنثی چندین بار با یک محرک طبیعی همراه باشدو  محرک خنثی به صورت محرک شرطی توانست سبب بروز پاسخ بشود ، و این کار به دفعات متعدد انجام گرفت، میتوان ازمحرک شرطی برای شرطی کردن یک محرک سوم نیزاستفاده کرد،ماننداین تبلیغ که”جوانان بانشاط همیشه کوکاکولا مینوشند”که البته واضح است که هیچ رابطه ای بین نشاط و کوکاکولا وجود ندارد. این نوشابه ممکن است در هضم غذا موثر باشد ولی نمیتواند در نشاط انسان که کیفیت روحی و روانی است تاثیر داشته باشد) استفاده میکنند و هم از روش طرح ناگهانی( بسته به موضوع پیام وزمین? اجتماعی آن ازروش طرح ناگهانی استفاده میشود، مانند قطع فیلم سینمایی در سینماها و تبلیغ تجاری درمیان آن ، و یا قطع برنامه های رادیو و تلویزیون برای اعلام خبرهای بسیار مهم وغیره.[10]

 تکامل بازاریابی بین المللی

ازهنگامیکه وندل و یلکی عبارت معروف خود یعنی”یک جهان” را در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری در سال1940بیان کرد ، فاصل? بین این مفهوم و واقعیت وجودی آن کمتر شده است. درسال25،1992 داد و ستد کنند? برتر دنیا تقریبا 54% از بودج? تبلیغاتی خود را در خارج از ایالات متحده صرف کرده اند که این رقم بیشتر از رقم45 درصدی است که در سال  1989 به این امر اختصاص داشت.از این میان، فرماندهی در دست10دادوستدکننده از آمریکا و 6 دادوستد کننده از ژاپن بود و بقی? کشورها هیچیک بیش از   2دادوستدکنند? برترجهانی ندارند.در اکثر کشورها،بازارهامرکب ازنامهای تجاری محلی،منطقه ای وبین المللی است.یک نام تجاری محلی محصولی است که تنهادریک کشورخاص به بازارعرضه میشود.

یک نام تجاری منطقه ای محصولی است که درسراسریک منطقه،مثلاآمریکای شمالی یااروپابه بازارعرضه میشود.یک نام تجاری بین المللی به واقع درهمه جای دنیایافت میشود.تبلیغات بین المللی درتجارت جهانی اخیرابه طورنسبی توسعه یافته است.این پدیده به شکلی سازمان یافته تااواخرقرن نوزدهم هنوزپدیدارنشده بود.مدارک موجودتاریخی درمصر،ایران،یونان وروم نشان میدهندکه فلزات،ادویه،پارچه،سنگهای قیمتی ودیگرموادگرانبهادرگذشته های دورمبادله میشوند.

این مبادلات تجاری غیرازمواردی است که جزوباج وخراج ومالیات محسوب میشدند.درقرون وسطی،هلندبه تجارت لاله های حبابی،به شکل بین المللی وپایاپای،درعوض محصولات وخدمات متنوع اشتغال داشت.شرکتهای انگلیسی،فرانسوی،اسپانیایی وهلندی،چای،ادویه وابریشم راازمشرق زمین تحصیل وبه مصرف کنندگان اروپایی عرضه میکردند.این عمل باتعریفی که ماازبازاریابی درذهن داریم همخوانی ندارد،زیراشرکتهای تجاری قدیمی محصولات رابرای بازارهای اروپایی تهیه نمیکردند.همچنین تولیدکنندگان درترکیه،چین،فیلیپین واندونزی درپی برانگیختن تقاضابرای کالاهای خوددراروپانبودند.بازاریابی زمانی پدیدارشدکه تاکیدازروی ورودمحصولات(چای،ادویه،ابریشم،طلا،نقره)برداشته وبرصدورمحصولات گذاشته شد.الگوهای فعلی توسع? بین المللی،به شکل گسترده ازقرن بیستم پدیدارشدند.درک این الگوهای تجاری به ماکمک خواهدکردکه اولاچگونگی مدیریت شرکتهای قدیمی راقدرشناسیم وثانیابرخی ازمحدودیتهایی که آداب ورسوم تاریخ برآنهاتحمیل میکرد،رادریابیم.

دومدل عمده برای سنجش چگونگی تبلیغات درفرهنگهای بیگانه توسعه یافته اندکه یکی ازآنهابازارمدارودیگری فرهنگ مداراست.

مدل تحلیل بازار

این مدل مبتنی براطلاعات ومشاهدات حاصل ازچندین کشوراست.این مدل وجودنامهای تجاری محلی،منطقه ای وبین المللی راتقریبادرتمامی طبقات محصولات به رسمیت میشناسد.دومتغیرعمده عبارتندازسهم بازارنام تجاری دریک طبقه وانداز? آن طبقه؛برای مثال درصدسهم نام تجاری دربازارطبق? موردنظرممکن است درچهارکشورکاملاتغییرکند.

بابکارگیری مدل تحلیل بازار،کشور”ج”درواقع ازهمه کم اهمیت تراست.کشور”د”نه تنهایک بازاربزرگترجهانی برای نام تجاری است،بلکه ازنظرکل بازارنیز،بسیاربزرگ است.یک مدیربازاریابی دردفترمرکزی نبایدصرفاسهام رادرنظربگیرد،بلکه بایدانداز? بازار،میزان رشدوفرصتهای رشدازطریق محصول جدیدیامخارج افزایش یافته رانیزمدنظرقراردهد.برای مثالنوشابه های غیرالکلی باطعم کولاتقریبادرآلمان درمقایسه باایالات متحده،کمترموردتوجه است؛برای ایجادفروش درآلمان بایدنوشابه ای تولیدکردکه دارای طعم پرتقالی ویالیمویی باشد.

مک دونالددرسنگاپورومالزی نوشابه ای باطعم میوه ای مربوط به همان مناطق،ودرهاوایی سوسیس پرتقالی(کشور)راهمراه باهمبرگرهای بزرگ(big macs)،ساندویچ ماهی وسیب زمینی سرخ کرده،عرضه میکندتاذائق? بومی رارعایت کرده باشد.انجام دادن چنین تغییراتی درراهبردیکدست نام تجاری جهانی برحسب بازار،فصل وشرکت صورت میپذیرد.شرکتهای جهانی آگاه،راهبردی انعطاف پذیربکارمیگیرندوبه مدیریت امکان میدهندتانامهای جدیدمحلی راآزمون کنند.آنهادریافته اندکه تقریباتمامی نامهای تجاری موفق جهانی یاچندملیتی،درجایی بایک نام تجاری محلی آغازکرده اند.درمقابل،ژیلت درسال1990پس ازانجام دادن تحقیق وتوسع? فراوان،تیغ سنسور(sensor)خودرابی آنکه ازکشورخاصی آغازکنددرسراسرجهان عرضه کرد.این محصول به قدری موفق بودکه ژیلت برای پاسخگویی به تقاضای اولیه دچارمشکل شد.

بزرگترین موسسات تبلیغاتی ازحجم فزایند? برنامه ریزی جهانی بهره مندمیشده اند.ظرف13سال،ازسال1976تا1989سهم بازارموسسات تبلیغاتی چندملیتی ازپرداختهادرسطح جهان از14% به 30% افزایش یافت،زیراتبلیغ کنندگان،تبلیغات دربار? نام تجاری راهمگام باموسسات واحددرسراسراروپا،آسیاوآمریکای شمالی انجام میدادند[11].درسال1992سهم مشترک شبکه ای متشکل از10موسسه برترازمخارج تبلیغاتی جهانی به بیش از48%افزایش یافت[12].

مدل فرهنگ مدار

دومین مدل تبلیغات بین المللی برتفاوتهای فرهنگی بین مردم وکشورهاتاکیددارد.این مکتب فکری،برخی ازنیازهای مشترک مردم رادرسراسرجهان به رسمیت میشناسد،ولی براین واقعیت نیزتاکیدمیگذاردکه تامین این نیازهادرفرهنگهای مختلف به صورگوناگونی انجام میگیرد؛گرچه برخی ازعواطف واحساسات برای نوع بشر،پایه ای محسوب میشوند،ولی درج? ابرازعمومی این عواطف واحساسات ازیک فرهنگ به فرهنگ دیگرمتفاوت است.

وجود رفاقت و همدلی نوعی ، در دفاتر کاری کشور استرالیا،مستقر در کشورژاپن،غیرقابل تصوراست.روابط غیررسمی وخطاب کردن یکدیگربااسم کوچک که درآمریکای شمالی متداول است،درآلمان که همکاران معمولابااسم کوچک همدیگررامخاطب قرارنمیدهند،بااخم وتخم روبروخواهدشد.درژاپن فاصل? بین مدیریت وکارکنان بالباسهای متحدالشکل وپویائیهای گروهی،مخفی نگاه داشته میشود،ولی درواقع وسیعترازآنستکه دراکثرکشورهای غربی به چشم میخورد.به همین ترتیب نحو? طبقه بندی اطلاعات وارزشهایی که به مردم،مکانهاواشیاء نسبت میدهیم،بستگی به محلی داردکه درآن پرورش یافته ایم.

فرهنگهای بازمین? قوی درمقایسه بافرهنگهای بازمین? ضعیف درعرص? تبلیغات چه تفاوتهایی بایکدیگردارند؟طبق نظری? زمین? قوی/ضعیف،گرچه وظیف? عمد? تبلیغات درسراسرجهان یکی است،ولی بیان پیامهای آن درآرایشهای فرهنگی مختلف تغییرمیکند[13].مهم ترین تمایزبین فرهنگهای بازمین? قوی- که درآن معنای پیام،فقط درچهارچوب معینی قابل فهم است- وفرهنگهای بازمین? ضعیف- که درآن پیام به عنوان یک موجودمستقل درک میشود- درچگونگی درک وفهم پیام است.آنچه میایدفهرستی است ازطیف اینگونه فرهنگهاکه باژاپن،به عنوان پرزمینه ترین فرهنگ شروع میشود،وبه آلمان باضعیف ترین درج? زمینه ختم میشود:

ژاپن، چین، کشورهای عربی، یونان، کشورهای اسپانیایی زبان، ایتالیا، انگلیس، فرانسه، آمریکای شمالی، اسکاندیناوی و آلمان ؛ همانگونه که قبلاگفته شد، مسئله ای که در تبلیغات بین المللی نمیتوان ازنظردورداشت مواردی است که به زبان مربوط میشود.تفاوت بین انگلیسی وژاپنی آموزنده است.انگلیسی یک زبان بازمینه ومفاهیم اندک است؛کلمات انگلیسی معانی دقیقاتعریف شده ای دارندکه به کلمات پس وپیش،وابستگی چندانی ندارند.درزبان ژاپنی یک کلمه میتواندچندین معناداشته باشد؛شنونده یاخواننده نمیتواندمعنای دقیق یک کلمه رادریابد،مگراینکه کاملاجملات قبل وبعدکلم? مزبور،یعنی چهارچوب یازمینه ای راکه کلمه درآن بکارگرفته شده است،رابخوبی بفهمد.

آندسته ازپیامهای تبلیغاتی راکه نویسندگانی بازمینه وپیشین? فرهنگی قوی نوشته اند،ممکن است درفرهنگهای دارای زمینه وپیشین? ضعیف،به سختی درک شود،زیرانمیتوانندبه نکت? موردنظربه خوبی اشاره کنند.درمقابل،آندسته ازپیامهای تبلیغاتی راکه نویسندگان باپیشین? فرهنگی ضعیف نوشته اند،ممکن است درفرهنگهای دارای پیشین? قوی،درک نشوند،زیراجزئیات زمینه سازبرای درک مفهوم راحذف کرده اند.تاکاشی می شیوکارئیس دی وای آر(DYR)که یکی ازشرکای تجاری یانگ اندرابیکم ودنستواست،دربحثی شیو? تبلیغات ژاپنی راچنین بیان میکند:

“درژاپن متمایزساختن محصولات ازطریق تشریح کلامی نکاتی که باعث تمایزبین محصولات میشود،مطرح نمیشود؛درست برخلاف آنچه که درآمریکامعمول است.این تمایزازطریق واردکردن مردم به آگهی ها - شیو? صحبت آنان،موسیقی،منظره و…- به جای تاکید بر کیفیتهای منحصربه فرد و تفاوتهای خودمحصول،انجام میگیرد"[14]

گردآوری وتنظیم:محمدعلی دوست محمدی

  1. تبلیغات بین المللی – نوشته ال جان مارتین.
  2. رسان? تبلیغی بین الملل- ارتباط بین ملتها،نوشت? رولندکرامر
  3. زبان بین المللی تبلیغات- ارتباط بین المللی،نوشت? واستون دان
  4. خط مشی ها ورویه های کارگزاران تبلیغات بین المللی- ارتباط بین المللی،نوشت?گوردون میراسل
  5. برگرفته ازکتاب امپریالیسم تبلیغی یاتبلیغات بین المللی.تالیف:دکترمحمدعلی العوینی،ترجمه:محمدسپهری
  6. موسس? تبلیغ بین المللی برای جوهرچاپگر
  7. گزارش سازمان جهانی تبلیغات درخصوص مخارج تبلیغات دردنیادرسال1968
  8. برگرفته ازکتاب تبلیغات تجاری نوشت? علی محمداربابی.
  9. جزو? تحقیق درارتباطات اجتماعی ازانتشارات ادار? ارزشیابی صداوسیما.
  10. برگرفته ازکتاب مبانی تبلیغ نوشت? محمدحسن زورق.
  11. نشری? اکونومیست- نهم ژوئن1990
  12. ده? همطرازی جهانی-عصرتبلیغات-20سپتامبر1993
  13. مطالب مربوط به وجوه تمایزبین زمین? قوی وزمین? مفهومی ضعیف ازدوکتاب زیرگرفته شده است:”زبان سکوت”نوشته ادواردتی هال،و”فرهنگ ورایی”نوشته همان نویسنده.
  14. برگرفته ازکتاب تبلیغات تجاری- اصول وشیوه های عمل-نوشت? ویلیام ولز،جان برنت و ساندراموریاتی ترجمه سیناقربانلو.

 


  

پیام رسان
 

+ @};-

+ رسول خوبیها (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : اگر خداوند بوسیله تو یک نفر را هدایت کند برای تو بهتر است از دنیا و هر آنچه در آن است در پی اهنانت دشمنان اسلام ، جنبش اینترنتی پیامیر رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) راه اندازی شد از‌این‌رو،‌ از تمامی فعالان فضای مجازی دعوت می کنیم با قراردادن لوگوهای« جنبش اینترنتی پیامیر رحمت ( صلی الله علیه و آله و سلم) در پایگاه های اینترنتی و وبلاگ های خود

+ دوستان صبح یکی از افرادی که عاشقانه دوسش دارم عمل داره...کسی که خدا گفته بهشت زیره پاهاشه...از همتون التماس دعا دارم... :(

+ سلام به همه دوستای خوبم :) یه کاری رو دارم انجام میدم از همتون التماس دعا دارم. به سلامتی اون رفیقی که خدا هیچی بهش نداده به جز مرام و معرفت …

+ سلام به همگی خیلی وقته نیومدم به پیام رسان سر بزنم دلم برا همگی تنگ شده بود امشب یه شبه فوق العادس برام چون امروز وارده ارشد شدم 5 سال پیش یه همچین روزایی بود هرکی منو میدید می گفت لیسانستم به زور بگیری برات خوبه! حالا همونا هنوز لیسانسشونم نگرفتن!! قربونه همه کسایی که فکر می کردن هیچی نمیشیم فدای همتون

+ کوروش زادروزت گرامی باد <3 " <3 <3 " <3 " <3 <3 فرهاد بدرود اسطوره <3

+ سلام دوستان.میخوام بدونم بازدید وبلاگاتون چقدره؟بیشترین بازدید در روز ماله کیه؟؟

+ واقعا اگر نت نبود باید میمردیم.خوشحالم که دوستای خوبی مثه شماها دارم:) <3

+ دوستای گلم که فیس بوک دارن میتونن ادد کنن اگه دوس داشتن... آدرس:https://www.facebook.com/Mersad.SI

+ با سلام به دوستان خوبم.هرکس دوس داره با هم تبادل لینک داشته باشیم خوشحال میشم بهم درخواست بده.ممنونم از همگی.



مشخصات مدیر وبلاگ
لوگوی وبلاگ

بایگانی
عناوین یادداشتهای وبلاگ
لینک‌های روزانه
صفحات اختصاصی
دسته بندی موضوعی

ترجمه از وردپرس به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ